X
تبلیغات
رایتل
ایمان نیوز

قالب وبلاگ

هاست لینوکس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سایت و قالب وبلاگ

طراحی وب

سیاست بین الملل - فرقه شناسی - مهدویت

یکشنبه 29 فروردین 1389
ن : سرباز سایبری نظرات (0)

بت نگوئید شکستیم که بت‌گر باقیست ...

نگاهی به تحرکات اخیر سران فتنه؛  

 

بت نگوئید شکستیم که بت‌گر باقیست ...

گرچه آتش فتنه با بصیرت ملت و رهبری حکیمانه امام خامنه ای و استواری بسیجیان  فداکار و روشن بینی و آگاهی بخشی عمارها، خاموش شد، اما نباید آتش زیر خاکستر را که منتظر دمیدن نفس ناپاک فتنه گران است از یاد برد، باید هشیار بود و به خاطر سپرد که اگرچه فتنه شکست و مدفون شد اما فتنه گر باقیست.

نگاهی به تحرکات اخیر سران فتنه؛  

بت نگوئید شکستیم که بت‌گر باقیست ...

احزاب و گروهک های شکست خورده و جریاناتی که در طول التهابات 8ماهه پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم، به مدد بصیرت ملت آگاه ایران، جایگاه سیاسی خود را از دست داده و به «عناصر منفعل»ی تبدیل شده اند، در صدد احیای وجهه سیاسی گذشته خود برآمده و همه بضاعت فکری و نیروی انسانی خود را بسیج نموده اند تا آب رفته را به جوی بازگردانند.

در همین رابطه، در فروردین 89 و به بهانه دیدارهای نوروزی، به برپایی جلساتی دست زدند تا راهکارهای باقیمانده برای پیشبرد «اهداف براندازانه» خود را مرور کنند و با تضارب آرا و تبادل تجربیات، آخرین حربه ها را برای ادامه حیات سیاسی خود بیازمایند.

1- اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در دیدار نوروزی با میرحسین موسوی، از شجاعت(؟!) موسوی در «تقابل با نظام» تقدیر کرده و حیات جنبش سبز را مدیون ایستادگی او بر شمردند.

همچنین این گروه با تذکر این نکته که نظام می خواهد چنین القا کند که همه چیز تمام شده و چیزی از جنبش باقی نمانده، از وی خواستند در مقابل این جریان مقاومت کرده و از فراموش شدن تحرکات ممانعت کند.

اعضای این سازمان «نامشروع»، تاسیس یک شبکه ماهواره ای را برای بیان آزادانه دیدگاه های اقلیت سبز به موسوی پیشنهاد کرده و از او خواستند برای القاء حس زنده بودن جنبش، به صدور بیانیه هایش به بهانه های مختلف، ادامه دهد.

تاکید گروهک های حامی میرحسین - که بقاء خود را در بقاء جریان سبز می بینند- بر ایستادگی در برابر نظام  موید این مطلب است که حجم خواسته های غیرمعقول موسوی به اندازه ای بزرگ است که در چهارچوب نظام نمی گنجد و چیزی فراتر از قوانین و برنامه ها و اهداف انقلاب و نظام است.

گرچه اعتبار اجتماعی میرحسین و جریان کذایی اش چنان دستخوش استحاله و سایش شده است که بازگشت آن به هیأت سابق، عقلا غیرممکن است اما اکنون که به چنین درجه ای از سقوط رسیده است بهترین راه اعاده حیثیت سیاسی خود را پافشاری بر موضع غلط گذشته و لجبازی با نظام می بیند تا دست کم از ناحیه ایستادگی در مواضع سخیف خود، نزد اندک هواداران باقی مانده اش ثابت قدم و منحصربفرد جلوه کند.

به نظر می رسد چیزی که او را در ماندن در جایگاه خطا تشویق می کند، علی السویه بودن حضور در این مسیر یا بازگشت ازآن است.

****

2- اعضای نهضت آزادی و گروهک ملی- مذهبی در دیدار با مهدی کروبی از آنچه که «ایستادگی او در برابر نظام» خواندند، تقدیر کردند.

مهدی کروبی متقابلا از گروه های مذکور قدردانی کرده و خواستار همگرایی بیشتر همه معارضین با نظام شده است.

کروبی همچنین با اذعان به برآورده نشدن هیچ یک از مطالباتش در آزادی بی قید و شرط همه اغتشاشگران محبوس، به انتقاد از نظام پرداخته و بر ایستادگی بر مواضع خود، تاکید کرده است.

آنچه از عملکرد کروبی بر می آید، «سرگردانی و درماندگی» او در راهی است که در پیش گرفته است.

سرخوردگی از شکستهای پی درپی در انتخابات ریاست جمهوری، میل به تصاحب جایگاهی که آن را حق خود می داند، عدم توفیق در رسیدن به وجهه سیاسی مطلوب، عدم تطابق با قانون اساسی و تحمل قانون و حمایتهای بی سابقه اپوزیسیون از رویه ای که برای تهاجم به نظام برگزیده است، چنان او را سردرگم و بی هویت کرده است که در شناخت حق و باطل عاجز مانده و عملا به جایگاه دشمن نظام تغییر مکان داده است.

اکنون او مشی همیشگی خود را ایستادگی در برابر هر آنچه نظام از او انتظار دارد قرار داده و در راه دستیابی به این هدف همه اعتبار خود را هزینه کرده است و حضور مداوم دراین جایگاه رسم سیاسی‌اش شده است.

***

3- در جلسات اخیر دوم خردادی‌ها بر اتخاذ استراتژی «چراغ خاموش» تا زمان برگزاری انتخابات شوراها تاکید شده است و دو مزیت عمده بر اتخاذ این رویه برشمرده شده است:

- اول اینکه چراغ خاموش (سکوت در اظهار مواضع، درمورد جریانهایی که در کشور حادث می شود) منجر به کتمان خط مشی و منش سیاسی این گروه از دید مردم و مهار تبعات منفی ناشی ازاطلاع ملت ازعملکرد اصلاح طلبان خواهد شد.

- دوم آنکه به شکل گیری و بسط تنش و اصطکاک بین اصولگرایان خواهد انجامید.

اصلاح طلبان برای گسترش تنش بین اصولگرایان به رو در رو قرار دادن دولت و مجلس با توسل به قوه تحریک کنندگی فراکسیون اقلیت مجلس نسبت به اصول گرایان و نیز تبدیل برخی لوایح و طرح های مجلس به عامل مخاصمه با دولت تاکید دارند.

***

4- خاتمی در دیدار اعضای انجمن اسلامی دانشگاه تهران نکات قابل تاملی بیان کرده است:

"اینکه بگوییم غربیها توطئه کردند دموکراسی را در مقابل دین آوردند والآن هم هرکس صحبت از دموکراسی می کند غرب زده است و حرف سازمانهای جاسوسی را می زند، ساده اندیشانه و مغرضانه ترین حرفی است که می توان در دنیا زد..."

" آزادی و دین وقتی در مقابل هم قرار می گیرند هر دو زیان می بینند..."

چیزی که در نگاه اول به اظهارات محمد خاتمی به ذهن متبادر می شود، مفهمومی از وازه دین است که او سعی در القای آن دارد که همانا نظام جمهوری اسلامی است و گر نه چه کسی انتظار دارد کسی که خود داعیه دینداری دارد و لباس پیامبر بر تن کرده است، چنین بی رحمانه به جان دین بیفتد وبا خنجر «آزادی» به قلع و قمع آن بپردازد، در حالیکه چنین تاختن به دین چیزی جز دین زدگی و به حاشیه رانده شدن آن در زندگی جوانان امروز- خصوصا آنها که هنوز دل در گرو تمدن کذایی مورد استقبال این آقای اصلاح طلب دارند - به دنبال نخواهد داشت.

باید از آقای خاتمی پرسید که منظور چه طور آزادی‌ای است؟

آیا اینکه نباید به بهانه واهی تقلب در انتخابات، شورش و اغتشاش ایجاد کرد، این تقابل نظام با آزادی‌است؟

ظاهرا ایشان مایل است هر کس هرچه کرد، به این بهانه که دین و نظام متهم به تقابل با آزادی نشوند باید به حساب دموکراسی و آزادی گذاشته شود و همانطور که برخی از ایادی فتنه در نمازجمعه به یادماندنی! خود  یادآور شدند و دیگرانی از همان قوم برآن صحه گذاشتند، همه زندانیان سیاسی فارغ از نوع و شدت جرمی که انجام داده اند و بدون احتساب تبعاتی که عمل مجرمانه آنها در پی داشته است، باید آزاد شوند تا خاطر آزادی بی قید و شرط مورد اشاره آقایان مکدر نشود و آشوبگران و هرج و مرج طلبان مسلم از برکات دموکراسی مستفیض شوند.

آیا این دموکراسی که آقایان این همه شیفته فیگور فریبنده آن شده اند و به مدد لقلقه مدام آن پز روشنفکری می فروشند و اسلام و دین و نظام را از نمونه کامل آن بی بهره می دانند و بلکه نقطه مقابل آن می دانند متذکر نشده است که وقتی 25میلیون مردمی که سنگشان را به سینه می زنید به کسی رای داده اند که شما وجودش را بر نمی تابید، باید به احترام همان دموکراسی غربی که قلبتان به عشقش می تپد این رای را بپذیرید و در مقابل مردم قد علم نکنید.

همان دموکراسی نگفته که باید تابع قانون اساسی کشور باشید و قانون را - هر چند که به مذاقتان خوش نیاید- باید بپذیرید و قبول داشته باشید و «غلط می کنید اگر آن را قبول ندارید؟»

همان دموکراسی نمی گوید وقتی شبهه های نابجا ایجاد می کنید و سازوکار انتخاباتی را- که خود شما بر طبق آن انتخاب شده بودید و با 8 سال اصلاحات کذاییتان هرجا را که توانستید فاسد کردید- زیر سوال میبرید اما با جواب دندان شکن مردم در 9دی و 22 بهمن مواجه می شوید، باید دست از نطقها و میتینگهای تفرقه انداز خود بردارید؟

همان دموکراسی کذایی نمی گوید که اگر در اثر خطاهای سیاسی ناشی از مقام طلبی و موقعیت پرستی و حس ریاست، ضربه های روانی و جانی و اقتصادی به مردم زدید، باید بوسه عذر خواهی بر دست مردم بزنید و به وجدانهای گرد گرفته تان قول شرف(اگر دارید) بدهید که عقاید و آراء مردم را ارج و احترام بگذارید و به حق خود قانع باشید؟

همان دموکراسی نمی گوید که جمهوری در چند حزب و گروه منفعت طلب که دور خودتان جمع کرده اید و برایتان به به و چه چه می کنند و خط مشی های بر اندازانه و مخرب در اختیارشان می گذارید و مستقیم و غیر مستقیم آنها را علیه شخص همه مقدسات ترغیب می کنید و کینه های حجیم شده خود را از کانال خنجرهایی که به دست انتقام جوی آنها داده اید بر پیکر نظام فرو می کنید خلاصه نمی شود و بلکه جمهور همین مردمی هستند که هر وقت به شما رای بدهند و دوم خرداد شما را بر سر زبانها بیندازند فهیم و با شور و شعور سیاسی بالا هستند و فرهیخته اند و متمدن، و هر وقت حزب و منش و خط شما را دنبال نمی کنند عوام پاپتی و گرسنه ای هستند که به امید ارتزاق سهمیه نانشان و به قول دست پرورده اصلاحاتی شما «دلفین صفت» به استقبال رییس جمهورشان می روند و نان طلب می کنند.

خاتمی در بخشی از سخنانش گفته است :" آزادی از دین سوال میکند و دین باید جوابگو باشد"

کدام نوع آزادی را دین باید تامین کند؟

پیش از این در دوره تکیه بر مسند ریاست جمهوری در دوره مشعشع اصلاحات فرموده بودند: " اگر حجاب مانع آزادی زن در جامعه شود قطعا مضر است"

پس آن آزادی که برایش قربانی میدهند و از آبروی لباس پیامبر برای آن هزینه می کنند لیبرالیسم غربیست، همانی که درغرب، دست و پای اخلاق و مذهب و فرهنگ را بسته است، همانی که امنیت را قربانی کرده است، همانی که امروز مشکل اول جوامع غربیست. اما ظاهرا اینجا نیز منادی پر مدعای آزادی، از آزادی سیاسی، از آنارشی، اعتراض مدنی کذایی، و... دفاع می کند و باز هم یک نتیجه را دنبال می کند: آزادی زندانیان سیاسی که منافع اصلاح طلبان را تامین می کرده اند.

تندیس تمدن!! در دیداری که فراکسیون اقلیت با وی داشته است این خواسته را به صراحت مطرح کرده است:

" چهار خواسته مشخص اصلاح طلبان در شرایط کنونی آزادی زندانیان، باز شدن فضای جامعه، جلوگیری از تندرویها و دروغ پردازی و همچنین تلاش برای برگزاری انتخابات آزاد و سالم در آینده است."

وقتی بانی 2 خرداد این طور بی پروا ازخواسته های یک گروهک متلاشی خیانتکار که داغ ننگ نوکری اجانب را در 8ماه فتنه بر پیشانی دارد و حرکات خارج از عرف و قانون و اقدامات خطرناک و خرابکارانه اش او را از قطار انقلاب به دره فراموشی پرت کرده است، سخن می راند، بی اختیار این ضرب المثل ذهن را قلقلک می دهد:

"یکی را توی ده راه نمی دادند، سراغ خانه کدخدا را می گرفت"

آقای خاتمی در ادامه دیدار انجمن اسلامی دانشگاه تهران، چنین ایراد سخن کرده است : "اصلاح طلبان نظام و انقلاب و راه امام و قانون اساسی را قبول دارند. قانون اساسی مبنای عمل آنهاست و معتقدند همه اصول آن باید اجرا شود."

رییس جمهور اسبق گویا تصور کرده اند مردم چشم هایشان را بسته اند و گوشهایشان را به سمت دروغ پراکنی های دوم خردادی‌ها گشوده اند تا حقیقت را از زبان هتاک اصلاح طلبان و دنباله سبزشان - که نظام و انقلاب و امام و ارزشهای اسلامی را درخیابانها پایمال کردند و در شعارهایشان به لجن کشیدند و در میتینگهایشان مضحکه کردند و سکوت مدعیان دموکراسی و تمدن و ادعاهای بزرگی از این دست، انرژی مضاعفی برای ادامه گستاخیهایشان به آنها داد - بشنوند و تفسیر و تحلیلهای مغرضانه و جناحی آنها را معیار درست و غلط و حق و باطل بدانند و برای سلامتی جنازه متعفن 2خرداد کف بزنند!

اما گویا جناب خاتمی و همفکران ایشان هم چشمهایشان را بسته اند  و هم گوشهایشان را که نه جمعیت میلیونی مخالفین خود را دیده اند و نه صدای انزجار آنها از قانون گریزی و نظام ستیزی و امام گریزی و فتنه انگیزی اصلاحاتیها و سبزها را شنیده اند و گرنه این همه صدای اعتراض و انزجارملت از قانون شکنی فتنه سازان، و بازهم اینگونه گستاخانه از قانون حرف زدن؟!

این همه فریاد خشم ملت از زیر پا گذاشتن راه امام، واینگونه مزورانه دم از راه امام زدن؟!

این چنین خائنانه سنگ بر مسیر قطار انقلاب انداختن وزباز بیشرمانه از انقلاب و ارزشهای آن سخن گفتن؟!

مرد قانون گریز در بخش انتهایی سخنانش گفته است: "موقعیت کشور بعد از انتخابات بد است و ملت هزینه بالایی در این ایام پرداخته است. عواقب مدیریت موجود در جامعه مطلوب نیست و اگر چاره ای اندیشیده نشود، سال 89 سال بحران های اجتماعی خواهد بود."

خوب است برای چندمین بار از ایشان پرسیده شود که چه کسی بی رحمانه این هزینه ها را بر مردم تحمیل کرده است؟

چه کسی در ساعات پایانی رای گیری از پیروزی در انتخابات به شیوه رمل و اسطرلاب مطلع شده و آن را به شیوه بچه گانه ای در بوق کرد؟ کسی جز گروهکی که تمجیدهای بی حساب و کتاب شما پارچه سبز ریا و فریب روی  مقاصد دشمن پسندش کشید؟

چه کسی قبل از اعلام رسمی پیروز انتخابات، به رییس جمهور خود خوانده، ریاست را تبریک گفت؟

کسی جز شما که با داعیه دموکراسی خواهی و تمدن و فرهنگ و قانون مداری، گوش فلک را کر کردید؟

و آیا چیزی غیر از آنچه گروهک ملون شما انجام داد زمینه التهاب را که هزینه های تحمیل شده برملت به تبع آن ایجاد شد آفرید؟

چه بی شرمند گروهی که خود خواهی و مسند طلبی شان و نزدیک بینی سیاسی شان،  آتش نا آرامی و بحران در جامعه روشن می کند و اکنون نگران عواقب مدیریت غیر مطلوب در جامعه اند و به فکر چاره اندیشی برای کنترل وضعیت جامعه افتاده اند.

و چه بیشرمند که وعده بحران آفرینی در سال89 را به اسم عواقب مدیریت نامطلوب جامعه بر زبان می آورند و بر ادامه سنگ اندازی بر مسیر پیشرفت و امنیت جامعه تاکید می کنند:

"عواقب مدیریت موجود در جامعه مطلوب نیست و اگر چاره ای اندیشیده نشود سال89 سال بحرانهای اجتماعی خواهد بود"

و این یعنی: ما بحران درست می کنیم، ما عناصر خود فروخته ای را که حیات نیمه جان اصلاحات را مدیون آنها هستیم تحریک می کنیم تا در هرجا و هرحوزه که می توانند بحران بسازند. یا بحران اقتصادی درست می کنیم و با یاری دستهای خیانت در بازار اقتصاد مملکت اختلال تزریق می کنیم، یا بهانه های سیاسی برای آشوب و اعتراضات مدنی را برجسته می کنیم و به کمک اوباش سیاسی داخلی -که از اراذل خارج نشین و دشمنان اروپایی و آمریکایی تغذیه مالی می شوند؛ پول می گیرند و آبرو می دهند، پول می گیرند و حیثیت تجارت می کنند، پول می گیرند و عزت می فروشند،- سال88 را تکرار می کنیم و دست از مبارزه با مردم و انقلاب و نظام بر نمیداریم، اگرچه پیرو راه امام هستیم!!!

نتیجه اینکه ، گرچه آتش فتنه بزرگ 88 با بصیرت ملت و رهبری حکیمانه امام خامنه ای و استواری بسیجیان  فداکار و روشن بینی و آگاهی بخشی عمارها، خاموش شد، اما نباید آتش زیر خاکستر را که منتظر دمیدن نفس ناپاک فتنه گران است از یاد برد.

باید هشیار بود و به خاطر سپرد که اگرچه فتنه شکست و مدفون شد اما فتنه گرباقیست:

ای به امید کسان خفته! ز خود یاد آرید

تشنه کامان غنیمت! ز احد یاد آرید

سر به سر بادیه بازار هیاهو شده است

سنگ گور شهدا سنگ ترازو شده است

گر چه مرحب سپر انداخته، خیبر باقیست

بت مگویید شکستیم، که بتگر باقیست

ره دراز است، مگویید که منزل دیدیم 

نیست، این پشت نهنگ است که ساحل دیدیم

ره دراز است، سبک تر بشتابیم، ای قوم!

خصم بیدار است، یک چشمه بخوابیم، ای قوم!

نه بنوشیم از این رود، که زهرآلوده است

غوطه باید زد و بگذشت که پل فرسوده است

وای اگر قصه ما عبرت تاریخ شود

خیمه قافله را دشنه ما میخ شود

وای اگر بر در باطل بنشیند حق ما

وای اگر پرده تزویر شود بیرق ما

خیمه بگذار و برو، بادیه توفان جوش است

کوه، آتش به جگر دارد اگر خاموش است

فتنه می بارد و سنگین، ز در و دیوارش

هر که اینجا خفت، سیلاب کند بیدارش

می رویم امروز با صاعقه هم پای سفر

گردبادیم و ز سر تا به قدم، پای سفر

گرچه آتش فتنه با بصیرت ملت و رهبری حکیمانه امام خامنه ای و استواری بسیجیان  فداکار و روشن بینی و آگاهی بخشی عمارها، خاموش شد، اما نباید آتش زیر خاکستر را که منتظر دمیدن نفس ناپاک فتنه گران است از یاد برد، باید هشیار بود و به خاطر سپرد که اگرچه فتنه شکست و مدفون شد اما فتنه گر باقیست.