X
تبلیغات
رایتل
ایمان نیوز

قالب وبلاگ

هاست لینوکس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سایت و قالب وبلاگ

طراحی وب

سیاست بین الملل - فرقه شناسی - مهدویت

چهارشنبه 13 آبان 1388
ن : سرباز سایبری نظرات (2)

منجی موعود عجل‌‌الله تعالی فرجه‌الشریف از نگاه نهج‌البلاغه

منجی موعود عجل‌‌الله تعالی فرجه‌الشریف از نگاه نهج‌البلاغه

 

 

 

چه زیباست شخصیت خاتم الاوصیاء را در آینه بیان سید الاوصیاء مشاهده نمودن.
چه گویا و پر پیام است روش و منش منجی بشریت را از نهج‌البلاغه امیرالمومنین علیه‌‌السلام شنیدن.
چه دلنشین است قصه‌های یوسف زهرا سلام‌الله علیها را از زبان مظلومش علی علیه‌‌السلام شنیدن.

مرحوم حجه الاسلام حسین ایرانی
مدیرکلّ فقید سازمان تبلیغات اسلامی استان قم

 

منجی موعود عجل‌‌الله تعالی فرجه‌الشریف از نگاه نهج‌البلاغه

 

 

 

چه زیباست شخصیت خاتم الاوصیاء را در آینه بیان سید الاوصیاء مشاهده نمودن.
چه گویا و پر پیام است روش و منش منجی بشریت را از نهج‌البلاغه امیرالمومنین علیه‌‌السلام شنیدن.
چه دلنشین است قصه‌های یوسف زهرا سلام‌الله علیها را از زبان مظلومش علی علیه‌‌السلام شنیدن.
چه سبز و بهاری است داستان بلبل بوستان انسانی را در ترنم و زمزمه‌های باغبان امید‌ها جستجو کردن.
چه عرفانی و جان آفرین است از کلام امام العارفین به سیره سیمای فروزنده فرزندش حضرت مهدی عجل‌‌الله تعالی فرجه‌الشریف راه یافتن.
چه پسندیده و پربهاست شیوه حکومت بزرگ حاکم آینده گیتی را از حکمت‌های برترین حاکمان تاریخ آموختن و زمامداری حق و عدل مهدوی را از کتاب تبلور عدالت علوی به نظاره نشستن.

و چه مبارک و مقدس می‌نماید راهیابی نور از نور که مطمئن‌ترین طریق معرفت امامان نور می‌باشد و ان الایات یفسر بعضها بعضاً و نوشتار حاضر عهده‌دار این راه و رسالت است و به مهدی پژوهشی از مسیر نهج‌البلاغه می‌پردازد. ان‌شاءالله مقبول حق و مفید حق طلبان افتد.

کلام اول

یعطف الهوی علی الهدی اذا عطفوا الهدی علی الهوی و یعطف الرأی علی القرآن اذا عطفوا القرآن علی الرأی0001
واژه‌ها: عطف، میل، مهربانی، بازگرداندن.
ترجمه: وقتی مصلح موعود قیام کند خواسته‌ها و هواهای نفسانی را به هدایت برمی‌گرداند(تابع وحی می‌کند) آنگاه که مردمان هدایت را تابع هواهای خویشتن قرار دهند و نظریه‌ها و افکار مختلف را تابع قرآن می‌سازد هنگامی که تفسیر به رأی کنند و نظریه‌های خود را برتری دهند و به قرآن تحمیل نمایند.

 

توضیح و تفسیر

مفسرین نهج‌البلاغه این خطبه را یکی از پیشگویی‌های امام علی علیه‌‌السلام نسبت به حوادث عظیم آینده و قیام حضرت مهدی علیه‌‌السلام می‌دانند.2

به طور کلی می‌توان این فراز از خطبه را به دو بخش تقسیم کرد:

الف) شرایط و وضعیت جامعه جهانی قبل از ظهور آن رهبر الهی که همان منزوی گشتن حقایق قرآنی و فراگیر شدن فساد و فتنه‌ها در همه زمینه‌های زندگی فردی و اجتماعی، فرهنگی، سیاسی واقتصادی و بدعت‌ها و تحریف‌ها در اندیشه و عمل و ادیان باشد.
البته همان گونه که علی علیه‌‌السلام می‌فرماید: تمام مفاسد از اولین جنایتی که توسط قابیل رخ داد تا انواع ظلم‌ها و بی‌بندوباری‌ها و بزرگ‌ترین جنگ‌های جاهلانه بشری ریشه در پیروی از کشش‌های حیوانی و ترک تبعیت از عقل و وحی دارد3 و این هواپرستی و تحریف‌ها و بدعت‌گذاری‌ در آخرالزمان آنقدر گسترش می‌یابد که امام صادق علیه‌‌السلام می‌فرماید:

هنگام قیام حضرت مهدی عجل‌‌الله تعالی فرجه‌الشریف مردم جاهل سخت‌تر از جاهلان عصر پیامبر صلی‌‌الله علیه‌وآله که سنگ و چوب می‌پرستیدند در برابر آن حضرت می‌ایستند و با تأویل و تحریف در کتاب خدا بر ضد او احتجاج می‌کنند.4 و نیز در رابطه با نابسامانی‌های جامعه، قبل از قیام حضرت مهدی عجل‌‌الله تعالی فرجه‌الشریف نزال بن‌سیره نقل می‌کند: روزی حضرت علی علیه‌‌السلام ما را مخاطب قرار داده، بعد از حمد و ثنای الهی سه مرتبه، فرمود: بپرسید از من قبل از آنکه مرا نیابید، سپس صعصعه بن صوحان برخاست و گفت: ای امیرالمومنین علیه‌‌السلام دجال چه زمانی خروج می‌کند؟ حضرت فرمود: بخاطر بسپار علائم آن زمان را: هنگامی که نماز را بمیرانند(حرکات ظاهری هست ولی روح و حیات نماز واقعی را ندارد) و امانت را ضایع کنند، کذب و دروغگویی را حلال و مجاز شمرند، رباخوار شوند، رشوه گرفتن رائج گردد، ساختمان‌های زیبا و برافراشته بسازند، دین را به دنیا بفروشند، نادانان ناصالح را بکار گمارند، زنان مشاور امور شوند، صله رحم و پیوندهای خویشاوندی قطع گردد، دنبال هواهای نفسانی، آرا و سلیقه‌های شخصی و گروهی روند، خون افراد بی‌ارزش شود، قتل و خودکشی و کشتار انسان‌ها در جنگ و 000، حلم و بردباری ضعف و ناتوانی به حساب آید، ظلم و ستم مایه فخر و مباهات شود، گناهکاران امیر و کارگزار شوند و وزیران ظالم و عرفاء خائن و قاریان فاسق گردند. شهادت و گواهی دادن باطل ظاهر شود، قبح گناه برداشته و خلاف‌ها، تهمت و گناه و تجاوز علنی گردد.

قرآن‌ها و مسجدها بظاهر زیور و آراسته و مناره‌ها زیاد و بلند شود، اشرار و بدان مورد اکرام قرار گیرند، صف‌ها زیاد و ازدحام شود، هواها، آراء و قرائت‌ها مختلف، عهدها شکسته و موعود نزدیک گردد زنان در تجارت و امور اقتصادی با همسرانشان مشارکت می‌کنند بخاطر حرص و طمع دنیا، صداها و تبلیغات فاسقان بالا رود و همه جا شنیده شود (سایت‌ها و سی‌دی‌های ضداخلاقی در همه جا) و از افراد سبک‌سر و فرومایه سرپرست گروه و حزب شوند.

خلافکار حفظ ‌شود بخاطر ترس از شرش و دروغگو تصدیق شود و خائن امین شمرده شود. آوازها، ترانه‌ها و سرودها و آهنگ‌های قبیح و آلات موسیقی و بازی فراوان گردد، آخر امت، اولش را لعن کنند زنان زین‌ها سوار و راننده شوند. زنان متشبه به مردان و مردان به زنان خود را شبیه نمایند، شاهد بدون مشاهده چیزی شهادت می‌دهد.

و در نهایت اصبغ بن نباته می‌پرسد: ای امیرالمومنین، دجال کیست؟ و حضرت خصوصیات او را بیان نموده و می‌فرماید: سرانجام در روز جمعه آن که حضرت مسیح عیسی‌بن مریم علیه‌‌السلام پشت سرش نماز می‌گذارد، امام دوازدهم از عترت پیامبر صلی‌‌الله علیه‌وآله نهمین فرزند حسین‌بن علی علیه‌‌السلام خورشید فروزان بوده که مقابل رکن و مقام ظاهر می‌شود، زمینی را پاک گرداند و میزان را وضع و عدالت را استقرار بخشد پس هیچ‌کس ظلمی نکند و ستمی انجام نگیرد.5
آری آنگاه که در نبود نور و گرمای خورشید، بشریت در محاصره و تاریکی‌ها و تهدیدها قرار گیرد امید و انتظار به مصلح خدایی پیدا نموده و با تمام وجود، ضرورت او را احساس می‌کند.

ب) برنامه‌های بلند عملی و اهداف آرمانی آن حضرت در همه ابعاد جامعه که هدایت همگان به سوی حق و عدل و قوانین قرآن و رهایی انسان‌ها از بند اسارت هواهای حیوانی، فساد و فسق و فریبکاری‌ها و یعطف الهوی علی الهدی000 به گونه‌ای که جهان خزان دیده و زمستان‌زده بی‌برگ و خالی از عدل و آزادی با ظهور آن بهار راستین حق، سراسر بهاران شود، زیبا و لذت‌زا همان طور که در زیارت او می‌خوانیم: السلام علی ربیع الانام و نضره الایام6؛ سلام بر آن بهار مردمان و صفا و شادبخش روزگاران، آن منجی جهان بشریت، انسان‌های دور گشته از حقایق و گرفتار در گرداب مذاهب باطل و تئوری‌های فاسد یا قرائت‌های مختلف فرقه‌ای و جناحی را به صراط مستقیم رهنمون می‌کند و همانند خورشید عالمتاب، با نور علم و منطق و اقتدار خدایی‌اش و به مصداق آیه لیظهره علی الدین کله0007، خداوند او را بر همه ادیان و افکار پیروز نماید و شریعت محمدی صلی‌‌الله علیه‌وآله را همه جا احیاء و حاکم گرداند.8

مقداد بن اسود از پیامبر صلی‌‌الله علیه‌وآله نقل می‌کند که فرمود: در سراسر روی زمین خانه‌ای حتی از سنگ و گل یا خیمه‌ای از کرک و مورباقی نماند جز آنکه اسلام را وارد آن می‌کند.9

منتظرم تا که فصل دی بسر آید
باغ شود سبز و باغبان به درآید
بلبل عاشق به پای گلبن توحید
اشک فشان باش تا دم سحر آید
بگذرد این روزگار تلخ‌تر از زهر
بار دگر روزگار چون شکر آید

آری آن انسان کامل که تربیت و تعلیم یافته خالق هستی است ماهیت مردمان و هواهای نفسانی و تمایلات حیوانی را می‌شناسد و مختصات هدایت و ارزش‌های الهی را می‌داند. او امت‌ها را آگاهی و اراده می‌دهد تا حیات و سعادت خود را در هدایت و اطاعت دستورات خدا بیایند و استعدادها و غرائز را در مسیر رشد و رسیدن به هدف عالی، تقرب به خدا و خدای‌گونه‌ شدن قرار دهند. آن مرد الهی سیمای نورانی انسانیت را ظاهر و چهره حقیقی قرآن را روشن خواهد نمود در نتیجه نظریات ناصالح و انحرافی برخاسته از کشش‌های حیوانی و مغزهای آلوده به سرعت توان رویارویی خود را در برابر قرآن و کلام خدا از دست می‌دهد و فروغ فطرت‌های پاک پدیدار و همه حق‌طلب و عدالت‌خواه شده مطیع رهبر عدالت‌گستر می‌شوند هم او که ولی‌الله و کلام‌الله ناطق و پیام‌هایی خدایی دارد دل‌ها را متوجه و مرتبط با قرآن می‌کند تا همگان همگام با هستی مسیر عدل و عبودیت و اطاعت خدا را طی کنند چرا که «کل له قانتون10» همه بالا و پستی از آن او و همه مطیع و سر به فرمان اویند، الم تر ان الله یسبح له ما فی السموات و الارض11، آیا ندیدی هرچه و هرکس در آسمان‌ها و زمین است تسبیح‌گوی خداست.

در پایان، می‌توان پند و پیام تربیتی و اخلاقی بلندی را نیز نتیجه گرفت که در واقع منشور سعادت مسلمان در دوران غیبت محسوب می‌شود و آن پیروی از هدایت وحی و عترت و عقل و ترک تبعیت از تمایلات حیوانی و هواهای نفسانی است چرا که هرزگی و هواپرستی عامل بدبختی، اختلاف و انحطاط فرد و جامعه بوده و امام زمان عجل‌‌الله تعالی فرجه‌الشریف با آنها مبارزه می‌کند تا جهان را به فلاح و صلاح رساند.

در نهج‌البلاغه حضرت علی علیه‌‌السلام بارها پیروی هوای نفس را نکوهش کرده و از عوامل اساسی سقوط انسانیت می‌داند. از جمله در بیانی می‌فرماید:

ایها الناس ان اخوف ما اخاف علیکم اثنان، اتباع الهوی و طول الامل فاما اتباع الهوی فیصد عن الحق و اما طول الامل فینسی الآخره12.
ای انسان‌ها، بیش از هر چیز بر شما از دو چیز می‌ترسم، هواپرستی و آرزوهای دراز، چرا که پیروی از خواهش‌های دل و نفس، انسان را از حق، حق‌جویی، حق‌گویی و حقایق باز می‌دارد و آرزوهای طولانی، آخرت (مرگ، قبر، قیامت، روز حساب و زندگی جاوید) را از یاد و خاطر می‌برد و در نتیجه زمینه ارتکاب هر فساد و گناهی در آدمی بوجود می‌آید.

حتی تقوم الحرب بکم عن ساق بادیا نواجذها مملوه اخلافها خلوا رضاعها عاقبتها.13
واژه‌ها: نواجذ، جمع ناجذ یعنی دندان بلوغ، انتهای دندان‌ها، اخلاف (جمع خلف)، پستان، رفت و آمد و000 علقم، حنظل و هرچیز تلخ، حلو، شیرین، رضاع، شیردان و شیرخوردن.

ترجمه: در ‌آینده جنگ با تمام شدت افروخته گردد و چنگ و دندان‌هایش را تا آخر نشان خواهد داد و به اوج می‌رسد آنهم با پستان‌های پر شیر که ابتدا دوشیدن و نوشیدن آن شیرین می‌نماید لیکن پایانی تلخ و زهرآگین دارد.

شرح و تفسیر: در این بخش حضرت به فتنه‌ها و جنگ سختی که در آستانه ظهور آن مصلح بشریت رخ می‌دهد، اشاره می‌کند و با کنایه و استعاره‌های زیبا، شدت آن نبرد و تداوم و گستردگی‌اش را می‌رساند و حالت آن جنگ را تشبیه می‌کند به حال آنکه می‌ایستد با قدرت و ثبات، و نیز به شیر خشمگین که دندان‌هایش ظاهر می‌شود و شتری که با شیردار شدن و آماده کردنش برای فرزندش به کمال می‌رسد در واقع هر سه تشبیه بیانگر عظمت و قوت آن جنگ با شرائط و سلاح‌های مختلف می‌باشد. و می‌فرماید: شروع این جنگ شیرین می‌نماید شاید به خاطر غلبه و غنائم خوشحالند ولی در پایان جز ذلت و هلاکت و سرانجام جهنم نمی‌یابند.

آنچه از روایات استفاده می‌شود وقوع جنگ‌ها و کشتار انسان‌ها بوسیله نبردها و بیماری‌های ناشی از آن همانند طاعون با سلاح‌های میکروبی، قحطی و000است.

در حدیثی پیامبر صلی‌‌الله علیه‌وآله می‌فرماید: پس از من فتنه‌های پدید می‌آید که راه نجاتی از آنها نخواهد بود. در آنها جنگ، فرار و آوارگی است و بدنبال آن فتنه‌هایی شدیدتر یکی پس از دیگری شعله‌ور بگونه‌ای که هیچ خانه‌ای از عرب‌ها نمی‌ماند که آتش جنگ وارد آن نگشته و هیچ مسلمانی نمی‌ماند که آن فتنه به او نرسیده باشد آنگاه مردی از خاندان من ظهور می‌کند.14

و در بیانی دیگر می‌فرماید: زمین از ستم و ظلم پر می‌گردد تا جایی که در هر خانه‌ای ترس و جنگ وارد شود.15 همچنین از امام رضا علیه‌‌السلام نقل شده است: قبل از ظهور امام زمان علیه‌‌السلام کشتارهای پیاپی رخ خواهد داد16 و امیر مومنان علیه‌‌السلام می‌فرماید: پیش از ظهور حضرت قائم عجل‌‌الله تعالی فرجه‌الشریف جهان گرفتار دوگونه مرگ می‌گردد، مرگ سرخ با شمشیر و سلاح و مرگ سفید با طاعون و17 000

و بسیاری از دانشمندان غرب نیز با استناد به کتاب مقدس و انجیل و000 جنگ عظیمی را برای آینده عالم پیش‌بینی نموده‌اند.18
الاوفی غد و سیاتی غد بما لاتعرفون، یاخذ الوالی من غیرها عمال‌ا علی مساوی اعمالها و تخرج الارض افالیذ کبدها و تلقی الیه سلما مقالیدها فیرکم کیف عدل السیره و یحیی میت الکتاب و السنه.19

واژه‌ها: غد، فردا، افالیذ(جمع افلاذ، افلاذ جمع فلذ، پاره‌ها، قطعات)، مقالید(جمع مقلاء، کلیدها، خزانه)، عمال(کارگزاران، جمع عامل)

ترجمه: آگاه باشید در فردا، فردایی که قطعاً واقع خواهد شد و هیچ شناختی از آن ندارید والی و زمامداری از غیر آنها خاندان ستمگر و حکومت‌های امروزی کارگزاران حکومت‌ها را بر اعمال بدشان مؤاخذه و کیفر می‌کند، برای آن بزرگوار، زمین گنجینه‌های خود را بیرون می‌ریزد و کلیدهایش را به او تسلیم می‌نماید. پس عدالت را در روش حکومت حق به شما می‌نمایاند و قوانین متروک شده کتاب و سنت را زنده و اجرا می‌کند.

تفسیر و توضیح: در این قسمت به برخی از سیره و روش آن مصلح کل اشاره می‌فرماید و با جمله معترضه و سیأتی غد بما لاتعرفون، قطعی بودن وقوع فردا و عظمت و اهمیت حوادث و آنچه نمی‌دانید را می‌رساند که به قول شارح معتزلی20 این گونه جملات معترضه در قرآن نیز نمونه‌ها دارد مانند فلا اقسم بمواقع النجوم و انه اقسم لو تعلمون عظیم، انه لقرآن کریم21 که و انه لقسم لو تعلمون عظیم، جمله معترضه بین قسم و جواب آن است بعلاوه لو تعلمون هم معترضه بین معترضه می‌باشد و 000

به هر حال آن امام آخر الزمان، طاغیان ستمگر را دستگیر و کیفر می‌کند و موانع ایجاد عدل و قسط برداشته شود و دیگران نیز عبرت گرفته، ره ‌زشتی و ظلم نابود و برای تحقق عدالت در سراسر عالم همه عوامل آب و باد و ثروت‌ها و ذخائر زمین تحت فرمان او در آیند و اهل زمین مطیع اوامر آن پیشوای مهربان می‌شوند و عدل را در تمام ابعاد زندگی می‌نمایاند، بفرموده امام صادق علیه‌‌السلام: اما والله لیدخلن علیهم عدله جوف بیوتهم کما یدخل الحر و القر22. آری به خدا سوگند عدالت حضرت مهدی عجل‌‌الله تعالی فرجه‌الشریف به خانه‌ها و اتاق‌های آنها به درون زندگی فردی و خانوادگی نفوذ کند، همچنان که گرما و سرما وارد می‌شود.

کانی به قد نعق بالشام و فحص برایاته فی ضواحی کوفان فعطف علیها عطف الضرورس و فرش الارض بالرؤس قد فغرت فاغرته و ثقلت فی الارض و طاته بعید الجوله عظیم الصوله.

و الله لیشردنکم فی اطراف الارض حتی لایبقی منکم الا قلیل کالکحل فی العین.
فلا تزالون کذلک حتی توب الی العرب عوازب احلامها، فالزموا السنن القائمه و الآثار البینه و العهد القریب الذی علیه باقی النبوه و اعملوا ان الشیطان انما ینسنی لم طرقه لتتبعوا عقبه23.

واژه‌ها: نعق(فریاد زد)، فحص(به سرعت)، فغر(باز نمودن)، شرء(دور و تبعید کردن)، ضروس،(شتر بدخو)، عزب(دور و پنهان)، سنی(آسان و بازکردن)، ضواحی(جمع ضاحیه، نواحی آشکار و نزدیک)

ترجمه: گویی او را می‌بینم که از شام فریاد برآورد و با پرچم‌های خود به سرعت اطراف شهر کوفه را پرمی‌کند، پس همانند شتر بدخو و گزنده(به دوشندگانش) و زمین را از سرها فرش نماید در حالی که دهانش گشاده و گام‌هایش سخت و سنگین بر زمین کوبد، حمله‌اش بی‌امان و پایدار و جولان او دور و دراز می‌باشد.

بخدا سوگند(آیندگان) شما را اطراف زمین پراکنده کند تا جایی که از شما جز اندکی نماند همانند باقی‌مانده سرمه اطراف چشم.
این وضع سخت، همچنان ادامه یابد تا آنکه عقل‌های از دست رفته و پنهان شده عرب برگردد. (پس برای رهایی از فتنه‌ها) باید بر سنت‌های پایدار و نشانه‌های آشکار و عهد و پیمان نزدیک که بقا و استمرار و اتمام نبوت بر آ‌ن استوار است، ملتزم باشید و بدانید که شیطان راه‌هایش را برای فریب شما هموار می‌نماید تا گام‌های قدمش نهادها و پیروی او کنید.

تفسیر: در این فصل از خطبه امام علی علیه‌‌السلام اشاره به جنگی عظیم و خاص دارد که از منطقه شام آغاز و عراق را فرامی‌گیرد و با جنایت و حملات نظامی، قدرت و سلطه خود را تثبیت می‌کند و حاکمیت ظالمانه او تداوم و توسعه می‌یابد تا جامعه عرب بیدار و خردهای جمعی را بکار انداخته با اتحاد قیام کنند و آن حکومت جابرانه را از بین ببرند.

برخی از علما بزرگ مانند علامه مجلسی آن را مربوط به قیام سفیانی در هنگامه ظهور حضرت مهدی موعود عجل‌‌الله تعالی فرجه‌الشریف می‌دانند و جمعی از شارحین نهج‌البلاغه آن را ناظر بر حمله عبدالملک مروان دانسته که بعد از غلبه بر شام راهی کوفه شد و به آنجا و اطرافش یورش برد تا مصعب بن‌زیبر قاتل مختار بن ابی عبیده ثقفی را به قتل رساند و مردم با او بیعت نمودند و سپس حجاج بن‌یوسف را به مکه برای کشتن عبدالله بن‌زبیر فرستاد(در سال 73ه) او کعبه را منهدم و جمع زیادی را به قتل رساند تا این که عباسیان با ابومسلم خراسانی و ایرانیان روی کار آمدند و بنی‌امیه و بنی‌مروان منقرض گشت.24

به نظر می‌رسد قرائن موجود در این خطبه(قبل و بعد این بخش) و در دیگر روایات مؤید و مرجح سخن علامه مجلسی است، که ناظر به زمان ظهور امام مهدی عجل‌‌الله تعالی فرجه‌الشریف می‌باشد یعنی حضرت علی علیه‌‌السلام بعد از بیان شیوه حکومت آن رهبر معصوم، می‌فرماید: این حکومت به آسانی فراهم نگردد بلکه در آستانه آن جنگ سختی با تهدیدها و تبلیغ‌های فریب‌کارانه و کشتار از منطقه شام که شامل فلسطین اشغالی یعنی مرکز این حمله و برنامه‌های جنگی بر ضد اسلام و ممالک اسلامی توسط سلطه‌گران غرب و صهیونیست‌ها نیز می‌شود آغاز شده کوفه و اطرافش را می‌کوبد (عراق را تصرف می‌کند) و 000 که این می‌تواند ناظر به حمله اخیر آمریکا به عراق و جنگ‌هایی در آینده خاصه با تئوری‌ صهیونیستی تشکیل خاورمیانه بزرگ و نقش ادعایی از نیل تا فرات، پیشگویی‌های غربی‌ها به این که بزرگ‌ترین جنگ جهانی در این منطقه رخ می‌دهد و حتی قیام سفیانی بزرگ‌ترین مخالف نهضت عادلانه مهدوی باشد.

با عنایت به این که کلام امیرالمومنین علی علیه‌‌السلام اطلاق دارد و تصریحی به شخص و عصر خاصی ندارد، مضافاً با روی کار آمدن بنی‌عباس و انقراض حکومت امویان، ظلم و فساد تمام نشد و رهبری معصوم و عالم و عادل قیام نکرد تا قرآن و عترت و سنت را احیا کند، به علاوه اوصاف مذکور در فصل 1و 2 خطبه تنها قابل تطبیق بر حضرت مهدی عجل‌‌الله تعالی فرجه‌الشریف می‌باشد و در تایید این نظر می‌توان از جمله والعهد القریب000 استفاده کرد با توجه به روایت امام صادق علیه‌‌السلام که می‌فرماید: نحن عهد الله فمن وفی بعهدنا فقد وفی بعهدالله25 000 مائیم عهدالله پس آن که به عهد ما وفادار باشد. براستی به عهد و پیمان خدا وفا کرده است. و همچنین بیان آن حضرت در تفسیر آیه: و اوفوا بعهد الله000 همان پذیرش ولایت علی علیه‌‌السلام و ائمه معصومین علیهم‌السلام بعد از او باشد26. و نیز از عهد در آیه «قال لا ینال عهدی الظالمین»27 که مقصود امامت می‌باشد.28

خلاصه تعهداتی به امام زمان، امام بحق و جانشین پیامبر صلی‌الله علیه‌وآله داریم که باید شناخت(معرفت، محبت ولایت، اطاعت و000) و به آنها ملتزم شد. بعلاوه در زیارت حضرت مهدی عجل‌‌الله تعالی فرجه‌الشریف آمده است السلام علیک یا میثاق الله29 000

در پایان، حضرت علی علیه‌‌السلام برای مصونیت و رهایی از فتنه‌ها در هر عصر و زمینه‌سازی قیام امام مهدی عجل‌‌الله تعالی فرجه‌الشریف توجه و التزام به کتاب الله(قرآن) کتاب قانون سعادت‌بخش انسان و سنت پیامبر صلی‌‌الله علیه‌وآله حقایق اسلام و همراه شدن با ولایت و خلیفه الله که بقیه و عامل بقا و استمرار نبوت است را توصیه می‌کند. و نیز هشدار می‌دهد شیطان در کمین است مبادا غفلت نموده سراغتان آید و اسیر نیرنگ‌های به ظاهر زیبای او، عوامل مخفی، تهاجم فرهنگی و تبلیغات فریبکارانه شیاطین شرق و غرب با الفاظ بظاهر زیبای آزادی، دموکراسی، حقوق بشر و 000 شما را به فساد و گناه کشانند تا سلطه استعماری خود را ادامه دهند، شوید که گرفتار بدبختی دنیا و آخرت خواهید شد.

و مشابه این کلام را در مورد حوادث سخت آینده منطقه شام و کوفه آورده می‌فرماید:

فوالذی فلق الحبه و برأ النسمه ان الذی انبئکم به عن النبی الامی ما کذب المبلغ و لا جهل السامع، لکانی انظر الی ضلیل قد نعق بالشام و محض برایاته فی ضواحی کوفان فاذا فغرت فاغرته 00030

ترجمه: پس سوگند به آن کسی که دانه را شکافت و انسان و جانداران را آفرید، آنچه به شما خبر می‌دهم از پیغمبر امی(با علوم خدایی نه دانش مدرسه‌ای) است مطمئناً نه گوینده دروغ گفته و نه شنونده ناآگاه بوده است.

گویا می‌بینم شخص سخت گمراهی که از شام فریاد زند و بتازد و پرچم‌های خود را اطراف کوفه نصب کند و چون دهان گشاید و سرکشی کند و پا زدنش(جای پایش) بر زمین محکم گردد، فتنه و آشوب‌ها با دندان‌هایشان فرزندان و مردان زمانش را بگزد و آتش جنگ شعله‌ور گردد، روزها با چهره گرفته و عبوس، شب‌ها دلخراش با رنج و اندوه بگذرد.

 

پی‌نوشت‌ها:

1- نهج البلاغه، خطبه 138.
2- منهاج البراعه، ج 8 ، ص 348 و شرح نهج‌البلاغه ابن ابی‌الحدید، ج9، ص 40.
3- نهج‌البلاغه، خطبه50 ، انما بدء وقوع الفتن اهواء تتبع و احکام تبتدع، همواره سرآغاز فتنه‌ها پیروی از هواهای آلوده نفسانی و قوانین انحرافی و اختراعی است.
4- بحارالانوار، ج52، ص 362.
5- بحارالانوار، ج52 ، ص 192.
6- زیارتنامه حضرت صاحب الزمان(عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف)، بحارالانوار102/101 و مصباح الزائد، ص441.
7- سوره فتح، آیه 28.
8- تفسیر نورالثقلین، ج5 ، ص 79، تفسیر کنزالدقایق، ج12 ، ص 310.
9- مجمع‌البیان، ج5 ، ص25.
10- سوره روم، آیه 26.
11- سوره نور، آیه 41.
12- نهج‌البلاغه، خطبه 42.
13- نهج‌البلاغه، خطبه 138.
14- عقد الدرر فی اخبار المنتظر، ص 50-74.
15- کنزالعمال، ج16، ص 584.
16- غیبت نعمانی، ص 217.
17- همان، ص277، بحارالانوار، ج52، ص 211 و یوم الخلاص، ص393.
18- ر. ک. به آرماگدون تدارک جنگ بزرگ.
19- نهج‌البلاغه، خطبه 138.
20- شرح النهج‌البلاغه ابن ابی‌الحدید، ج9، ص 42.
21- سوره واقعه، آیات 75-77.
22- بحارالانوار، ج 52 ، ص362.
23- نهج‌البلاغه، خطبه 138.
24- منهاج البراعه، ج8 ، ص 358، شرح نهج‌البلاغه(ابن ابی الحدید)، ج9، ص 40.
25- اصول کافی، ج1، ص221، فصلنامه انتظار، ج11، ص 12.
26- سوره نحل، آیه 91.
27- سوره بقره، آیه 124.
28- تفسیر نورالثقلین، ج1، ص122، قاموس قرآن، تفسیرالمیزان، ج2، ص 276.
29- بحارالانوار، ج102، ص93، مفاتیح الجنان.
30- نهج‌البلاغه، خطبه 100

 


منجی موعود عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف از نگاه نهج البلاغه

(بخش دوم)

حسین ایرانی
رئیس سازمان تبلیغات اسلامی استان قم

 

«لتعطفن الدنیا علینا بعد شماسها عطف الضروس علی ولدها (و تلا هذه الآیه عقیب ذلک)»1
«و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین»2
واژه‌ها: شماس= سرکشی، دشمنی، بخل و حسدورزیدن ضروس=ماده شتر بدخو
عطف= میل کردن، مهربانی و محبت

ترجمه: قطعاً دنیا بععد از سرکشی و دشمنی‌هایش، به ما روی خواهد آورد همانند شتری بدخو که به بچه خود مهربان گردد و به آن روی آورد و سپس این آیه را تلاوت نمود: «اراده کردیم به مستضعفان زمین منت گذارده، آنان را پیشوایان و وارثان (زمین و زمامداران) قرارشان دهیم.»

تفسیر و توضیح:

در این حکمت کوتاه، امام المتقین علی علیه‌‌السلام ضمن تحقیر دنیا، با تشبیهی زیبا و رسا حقیقتی را به استناد ایه شریفه قرآنی بیان می‌فرماید: بدخویی دنیا نسبت به عترت پیامبر صلی‌الله علیه وآله (که با غصب خلافت بعد از رحلت رسول خدا آغاز شد) تشبیه نموده به شتری ماده که از دادن شیر به دوشنده اش خودداری می کند و برای صاحب حق و ولدش نگه می‌دارد و سرانجام فراورده نوشین خود را در اختیار او قرارمی‌دهد؛ همان فرزندی که دوشندگان غاصب او را به استضعاف کشانده بودند تا ظالمانه حق وی را ببرند. جالب اینکه در برخی از روایات به ائمه علیهم‌‌السلام بعد از پیامبر صلی‌الله علیه وآله مستضعف اطلاق شده است. از جمله در روایتی که امام صادق علیه‌السلام می‌گوید3: روزی پیامبر خدا به سوی حضرت علی و امام حسن و امام حسین علیهم ‌السلام نگاه انداخت و گریست و فرمود: شما مستضعفان بعد از من هستید. مفضل سوال کرد؛ ای فرزند پیامبر خدا، معنای این کلام چیست؟ حضرت فرمود: امامان بعد از من شما هستید چرا که خداوند می‌فرماید: «و نرید ان نمن...» و این آیه درباره ما جاری است و امامت ما تا قیامت و پایان عمر دنیا ادامه دارد.

بعلاوه در تفسیر آیه مذکور از حضرت علی علیه‌السلام نقل شده است که فرمود:

«هم آل محمد یبعث الله مهدیهم بعد جهدهم فیعزّهم و یذّل عدوّهم4» مقصود از این گروه مستضعف، اهل بیت پیامبر هستند که خداوند مهدی آنان را بعد از سختی‌ها که بر آنان وارد شود برمی‌انگیزد و آنان را عزّت دهد و دشمنانشان را خوار و ذلیل می‌کند.

و همچنین در حدیث است، آنگاه که «حکیمه خاتون» حضرت مهدی را که نوزاد و کودک بود، خدمت پدرش امام حسن عسکری علیه‌السلام آورد، لب به سخن گشود و این آیه «و نرید ان نمنّ...» را با بسم الله الرحمن الرحیم تا آخر تلاوت کرد.5

در تأیید آنچه گذشت، کلام امام زین العابدین است که میفرماید: «و الذی بعث محمداً بالحق بشیراً و نذیراً انّ الابرار منّا اهل البیت شیعتهم بمنزله موسی و شیعته و انّ عدوهم و اشیاعهم بمنزله فرعون و اشیاعه6» سوگند به آنکه محمد صلی‌الله علیه وآله را به حق بشارت دهند و بیم دهنده قرار داد. نیکان از ما اهل بیت و شیعیان آنها به منزله موسی و پیروان او هستند و دشمنان ما و پیروان آنها همانند فرعون و پیروانش می‌باشند، یعنی سرانجام بعد از همه ظلم ها بر دشمنان و فرعونیان غلبه خواهیم کرد و با هلاکت آنها حکومت حق را ایجاد خواهیم کرد. نتیجه اینکه امام علی علیه‌السلام در این کلام از آینده زیبا و نورانی خبر می‌دهد که همان پیروزی اهل بیت علیهم‌‌السلام حق بر باطل و تحقق مدینه فاضله و آرمان شهر جهانی سرشار از عدالت و امنیت و ارزش‌های الهی خواهد بود که توسط خاتم الاوصیاء، حضرت مهدی عجل‌الله تعالی فرجه الشریف تشکیل و رهبری می‌شود و اوست که وارث همه انبیاء و اوصیاء و وارث همه حکومت‌ها بر گستره ارض خواهد بود و بعد از او نیز دولت حق و عدل توسط سایر امامان معصوم علیهم‌السلام تا هنگام وقوع قیامت (بر اساس روایات متعدد)7 ادامه خواهد یافت.

حال با توجه به دلالت روشن، این کلام بر عصر ظهور حضرت ‌حجه‌بن الحسن العسکری علیه‌السلام8، دلیلی ندارد تا آن را به حاکمیت بنی عباس (سفاح و منصور و...عباسی) بعد از سقوط بنی امیه منحصر بدانیم چرا که بر خلاف ظاهر و نیز مخالف روایات مذکور بوده، مضافاً که در زمان عباسیان نه تنها خلافت به اهل بیت علیهم‌‌السلام نرسید بلکه پیوسته در شکنجه و زندان بسر می‌بردند و خلفای بنی‌عباس به شهادت تاریخ، امامان شیعه و علویان را به قتل می‌رساندند و علویان را به قتل می‌رساندند تا دوران غیبت امام دوازدهم پیش آمد.9

«...ومنها، قد لبس للحکمه جنّتها و اخذها بجمیع ادبها، من الاقبال علیها والمعرفه بها و التفرع لها فهی عند نفسه ضالته التی یطلبها و حاجته التی یسأل عنها فهو مغترب اذا اغترب الاسلام و ضرب بعسیب ذنبه و الصق الارض بجرانه، بقیه من بقایا حجته، خلیفه من خلائف انبیائه.10»

شأن صدور خطبه:

نوف بکالی11 نقل کرده است، حضرت امیرالمومنین علی علیه‌السلام در سال 40 هجری (اواخر عمر خود) در شهر کوفه روی سنگی که «جعده بن هبیره مخزومی12» آماده کرده بود، ایستاد و در حالی که امام علیه‌السلام پیراهنی از پشم بر تن و بند شمشیر و کفش او از لیف خرما و بر پیشانی حضرتش (از کثرت سجود) پینه آشکار بود، این خطبه را ایراد فرمود.

واژه‌ها: ضاله: گمشده جنه:سپر، نوعی لباس جران: جلو گردن شتر یا سینه او

عسیب: رستنگاه مو، بیخ چانه و دم ذنب: دنباله، گناه، متابعت کرد، دم

 

ترجمه:

به راستی او سپر و زره حکمت را به بر کرده (با داشتن مراتب عالی علم و عصمت از تیرهای تمایلات نفسانی و علائق مادی مصون می‌باشد) و حکمت را با تمام آدابش داراست که عبارتند از اقبال و توجه به آن و معرفت کامل به آن و فارغ شدن برای آن به گونه‌ای که حکمت گمشده او بوده و همواره آن را می‌طلبد و آرزو و نیاز اوست که پیوست (بخاطر شدت اشتیاق به حکمت) جویای آن است. پس آن رهبر موعود، غربت و غیبت اختیار کند هنگامی که اسلام غریب، و در غروب باشد، و همانند شتر رنج دیده و در راه مانده دم خود را به حرکت آورد و سینه‌اش را به زمین چسباند13، او باقیمانده حجت های خدا و آخرین خلیفه از جانشینان پیامبران خدا است.

 

شرح و تفسیر:

امام علی علیه‌السلام، در این خطبه بعد از حمد و ثنای خداوندی و بیان راه‌های معرفت او و توصیه و عبرت و درس‌آموزی از تاریخ؛ به بیان برخی از اوصاف آخرین حجت حق می‌پردازد و ضمن ذکر فضیلت و حکمت او غیبت و غربتش را (غیبت صغرا و کبرا) و عدل اسلام14 و قرآن بودنش را که با غروب و طلوع هریک دیگری هم غروب و طلوع می‌یابد15 خاطرنشان می‌سازد.

آری علی علیه‌السلام در آن عصر سخت اسلام، آینده امیدافرین را نوید می‌دهد (ائمه‌علیهم‌السلام نیز در هر فرصت مناسبی از ظهور و قیام و نهضت عظیم علوی جهانی مهدی موعود عجل‌الله تعالی فرجه الشریف و ویژگی‌های او و حکومت و یارانش خبر می‌دادند).

از علامه مجلسی (ره) نقل شده است که این بخش از خطبه در رابطه با حضرت مهدی عجل‌الله تعالی فرجه الشریف می‌باشد و همچنین ابن ابی الحدید این نظر را به شیعه امامیه نسبت میدهد16 و نیز علامه خویی (ره) همین نظر را تأیید نموده17 و عقیده طایفه معتزله که می‌گویند: آنحضرت در آینده و آخرالزمان به دنیا خواهد آمدو مدتی پنهان بوده، بعد قیام می‌کند رد می‌نماید چرا که ما دلایل عقلی و نقلی و روایات و اخبار متواتر و فراوان داریم که هیچگاه زمین از حجت حق و امام معصوم خالی نمی‌باشد و در کتب اهل تسنن نیز مکرر آمده18. بعلاوه عقیده ما شیعیان دوازده امامی بر آن است که حضرتش در زمان خاصی (سال 255ه.ق) در سامراء از پدر و مادر خاص (امام حسن عسکری علیه‌السلام و نرجس خاتون) با تمام خصوصیاتش به دنیا آمده و اکنون زنده و در پرده غیبت به سر می‌بردهمانند خورشید در پشت پرده ابرها که باز نور و انرژی حیاتبخش آن به تمام موجودات زمین می‌رسد و پنهان بودن آن ولی الله اعظم عجل‌الله تعالی فرجه الشریف از دید مردم بخاطر مصالح و حکمت است و آنگاه که زمینه‌های اجتماعی و علمی و000 فراهم شود به فرمان الهی قیام می‌کند و بشریت را از بدبختی و ظلم و فساد نجات می‌دهد.

و مسأله طول عمر ان ححضرت نیز از نظر علمی، تاریخی و اعتقادی و000 پاسخ داده شده است که پرداختن به ان از حوصله این کتاب بیرون است.19

امام علی علیه‌السلام در بیان ویژگی‌های آن منجی موعود می‌فرماید:

الف) حکمت را با تمام آداب و ابعادش داراست، حقایق هستی و علوم حقه را یافته مطیع محض خدا می‌باشد (بیعت هیچ قدرتمندی را ندارد) عبودیت و خشیت پروردگار سپر و زره اوست (در برابر تیرهای تمایلات و توطئه‌ها و تهدیدهای شیاطین درون و بیرون) که معصوم است و مصون (در حصن تقوا و خوف خداوندی) و چون می‌داند خصلتی شریف تر و رفیع‌تر و گرانبهاتر از حکمت نیست، چنانچه قرآن می فرماید: «و من یوتی الحکمه فقد اوتی خیراً کثیراً20»با آنکه نسبت به همه جهان و دنیا می‌فرماید: «قل متاع الدنیا قلیل21» یعنی او دل از علائق و وابستگی‌های دنیوی و مادی محدود بریده و با حکمت و معنویت و ملکه فضائل کامله انس و الفت یافته همان‌گونه که علی علیه‌السلام می‌فرماید: «الحکمه ضاله المومن22»

ب) آن رهبر موعود از نظرها غایب بوده زیرا اسلام غریب و در غربت مانده است (با فراگیرشدن فساد و گسترش جور و جنایت) و قرآن مهجور واقع شده و عترت همان امام معصوم و عدل کتاب الله است (طبق حدیث ثقلین)23 که با مهجور ماندن یکی، دیگری هم مهجور قرار می‌گیرد. وقتی قوانین قرآن و دستورات اسلام و ارزش‌های اخلاقی آن منزوی گشت و افول نمود، امام حق و عدل هم دور از مدیریت دین و دنیای جامعه بشری (در غیبت) بسر می‌برد و همانطور که پیامبر صلی‌الله علیه وآله فرمود: «اذا خرج المهدی من ولدی نزل عیسی بن مریم فصلی خلفه بدء الاسلام غریباً و سیعود غریباً کما بدء فطوبی للغرباء قیل یا رسول الله ثم یکون ماذا قال ثم یرجع الحق الی اهله24» ، وقتی حضرت مهدی عجل‌الله تعالی فرجه الشریف قیام کند او که از فرزندان من می‌باشد، حضرت عیسی علیه‌السلام از آسمان فرود آید و پشت سر او به نماز ایستد، اسلام با غربت و کمی باور شکل و در آینده نیز غریب خواهد شد (کمی مسلمانان راستین و عدم اجراء دستوراتش) پس خوشا بحال غریبان (مسلمانان اندکی که صبر کردند و ایمان خود را حفظ نمودند و به پاداش بهشت رسیدند.) در ادامه از پیامبر صلی‌الله علیه وآله سوال شد بعد از غربت چه خواهد شد؟ فرمود آنگاه حق به اهلش برمی‌گردد (خلافت و حکومت به امام بحق و جانشینان معصوم پیامبر صلی‌الله علیه وآله می‌رسد و اسلام عزّت و اقتدار می‌یابد.)

جالب اینکه در برخی روایات به حضرت مهدی عجل‌الله تعالی فرجه الشریف نسبت غریب داده شده از جمله در روایتی موسی بن جعفر علیه‌السلام می‌فرماید: «هو الطرید الوحید الغریب الغایب عن اهله الموتور بابیه»، اوست رانده شده تنها و غریب و پنهان از اهل و امتش، و خونخواه پدرش خواهد بود.25

ج) ویژگی دیگر آن صاحب حکمت، این است که آخرین و باقیمانده حجت‌های الهی و از جانشینان پیامبران می‌باشد (برای هدایت و رهبری بندگان خدا) بدیهی است وصف حجت الله و خلیفه الله فقط به انبیاء و اوصیاء و ائمه معصوم و منصوب پیامبر صلی‌الله علیه وآله اطلاق می‌شود (نه به هر عالم یا عارفی بدون مقام عصمت که کلام و کارش حجت نمی‌باشد) و خلیفه و وارث واقعی انبیاء و امامان در عصر غیبت، همان مهدی منتظر می‌باشد.26

شاید این همه توصیف و تبیین ویژگی‌های آن امام موعود، هشدار ائمه است به پیروان خود و مسلمانان تا مبادا در عصر طولانی غیبت و آزمون‌های سخت، دنبال هر فرصت‌طلب مدعی مهدویت نروند و با آگاهی از معیارهای مکتبی مدعیان دروغین را طرد کنند.

در بخش پایانی خطبه امام علی علیه‌السلام، اصحاب خود را پند و اندرز می‌دهد و با یادی خاص از یاران شجاع و شهیدش، همگان را برای جهاد و پیکار علیه معاویه بن ابوسفیان، مهیا و سازماندهی کرده این‌گونه می‌فرماید:

«ای مردم! من مواعظی را که پیامبران برای امت‌های خود بیان کردند میان شما نشر دادم و تکالیفی را که جانشینان پیامبران گذشته در میان امت خود به انجام رساندند، تحقق بخشیدم.

با تازیانه (کنایه از کلام تند) شما را ادب کردم نپذیرفتید، به راه راست نرفتید، و با هشدارهای فراوان شما را خواندم ولی جمع نشدید. شما را به خدا!!! آیا منتظرید رهبری جز من با شما همراهی کند و راه حق را به شما نشان دهد؟ اگاه باشید! آنچه از دنیا روی آورده بود پشت کرد و آنچه پشت کرده بود روی آورد، و بندگان نیکوکار خدا آماده کوچ‌کردن شدند و دنیای اندک و فانی را با آخرت جاویدان تعویض کردند.
آری آن دسته از برادرانی که در جنگ صفین خونشان ریخت، هیچ زیانی نکرده‌اند گرچه امروز نیستند تا خوراکشان غم و غصه و نوشیدنی آنها خونابه دل باشد، به خدا سوگند آنان خدا را ملاقات کردند، که پاداش آنان را داد و پس از دوران ترس، آنها را در سرای امن خود جایگزین فرمود.

کجا هستند برادران من که به راه حق رفتند و با حق درگذشتند؟، کجاست عمّار؟ و کجاست پسر یتهان؟ (مالک بن یتهان انصاری) و کجاست ذوالشهادتین؟ (خزیمه بن ثابت انصاری که پیامبر اکرم صلی‌الله علیه وآله شهادت او را دو شهادت دانست) و کجایند همانند آنان از برادرانشان که پیمان جانبازی بستند، و سرهایشان را (دشمنان) برای ستمگری فرستادند؟

نوف می‌گوید: (امام علیه‌السلام به اینجا که رسید دست به محاسن مبارک گرفت و زمانی طولانی گریست و سپس فرمود:)
دریغاً از برادرانم که قرآن را خواندند و بر اساس آن قضاوت کردند، در واجبات الاهی اندیشه کرده و آنها را برپاداشتند. سنّت‌های خدایی را زنده و بدعت‌ها را نابود کردند. دعوت جهاد را پذیرفته و به رهبر خود اطمینان داشته و از او پیروی کردند (سپس با صدای بلند فرمود:)
جهاد! جهاد! بندگان خدا، من امروز لشکر آماده می‌کنم، آنکه خواهد به سوی خدا رود همراه ما خارج شود.

«نوف» در این مورد می گوید امام علی علیه‌السلام برای امام حسین علیه‌السلام ده هزار سپاهی، برای قیس بن سعد، ده هزار سپاهی، برای ابو ایّوب انصاری ده هزار سپاهی و برای دیگر فرماندهان نیز سپاهی معین کرده و آماده بازگشت به صفین بود که قبل از جمعه، ابن ملجم ملعون به امام ضربت زد و لشکریان به خانه‌ها بازگشتند، و ما چون گوسفندانی بودیم که شبان خود را از دست داده و گرگ‌ها از هر طرف برایمان دهان گشوده بودند.»

 

پی‌نوشت‌ها:

1- نهج‌البلاغه، حکمت209(محمد دشتی)200(فیض‌الاسلام)
2- سوره قصص، آیه 5
3- نورالثقلین، ج4، ص 110
4- بحارالانوار، ج 51 ، ص54 ، نورالثقلین، ج4، ص 110، غیبت شیخ طوسی(ره)، ص 113
5- تفسیر نورالثقلین، ج 4، ص 11
6- کنزالدقائق، ج 10، ص32 و تفسیر مجمع‌البیان، ج 4، ص239
7- تفسیر عیاشی، ج2، ص 282، اصول کافی، ج1، ص 197
8- منهاج البراغه، ج 21، ص 280، شرح نهج‌البلاغه ابن ابی‌الحدید، ج19، ص40
9- این گونه سخن‌ها نه تنها پیشگویی و گویای دانش عمیق علی علیه‌‌السلام و یا قدرت ادبی آن امیر بیان بوده که بیانگر مظلومیت و غربت جانکاه او نیز هست که با کنایه و پوشیده حرف‌ها و دردهایش را اظهار می‌کند، بعلاوه بر جان اهل بیت علیهم‌السلام و پیروانشان عطر امید می‌پاشد و یأس و سردی را از دل‌ها می‌زداید.
10- نهج‌البلاغه، خطبه 181، فیض‌الاسلام
11- نوف، پسر فضاله از بنی‌بکال که قبیله و تیره‌ای بودند در حمیر(محلی در نزدیکی صنعای یمن) و از اصحاب خاص علی علیه‌‌السلام است.
12- جعده، خواهرزاده امام علی علیه‌‌السلام، پسر ام هانی دختر ابوطالب که از طرف آن حضرت استاندار خراسان بوده است.
13- در بین عرب‌ها این ضرب‌المثل و کنایه از درماندگی و ناتوانی از قیام وحرکت است و علی علیه‌‌السلام با تشبیه اسلام به شتر آسیب‌دیده و خفته که حیات و حضور ظاهری دارد ولی بی‌تحرک است و بی‌فایده مانده است، نهایت ضعف و ناتوان شدنش را در آخرالزمان می‌رساند.
14- قال النبی صلی‌‌الله علیه‌وآله: انی تارک فیکم الثقلین، کتاب الله و عترتی اهل بیتی فانهما لن یفترقاً حتی یردا علی الحوض. حدیث متواتر و مشهور در کتب شیعه و سنی.
15- قال النبی صلی‌‌الله علیه‌وآله: الاسلام بدء غریبات و سیعود غریباً.
16- شرح نهج‌البلاغه، ابن ابی الحدید، ج10، ص 96
17- شرح نهج‌البلاغه، محقق خویی، ج 10، ص 351
18- الامام المهدی، عند اهل السنه.
19- ر. ک. فصلنامه انتظار، شماره6 ، ص 222
20- بقره، 269
21- نساء، 77
22- نهج‌البلاغه، حکمت 80
23- سند حنبل، ج5 ، ص 181، کنزالعمال، ج 1، ص 44 و مجامع روایی شیعه.
24- بحارالانوار، ج 25، ص 136، منتخب الاثر، ص41
25- منتخب الاثر، ص 262
26- منهاج البراع، ج 10، ص355